بعضی ها پشت تلفن که با آدم حرف می زنند از صداشان معلوم است که مشتاقند، کلافه اند، ناراحتند یا عاشق. اما برخی هستند که لحنشان یکنواخت، کلماتشان معمولی و سلام دادنشان همان سلام دادن همیشگی است. مثل همیشه احوالت را می پرسند و مثل همیشه حالشان خوب است؛ "خدا رو شکر". اما همین ها راحت گیر می افتادند مقابل جمله ای تازه، حرفی که کم شنیده اند. مثلا اینکه؛
-دلم برایتان تنگ شده.
خب آخر چه جوابی بدهد؟ از همان جمله هاست، و سکوتِ چند لحظه ای یعنی گیر افتادن؛
-اگه دلت برای خونه تنگ شده خب بیا.
خب، اما من به شخصه از دسته دوم نیستم. فی البداهه عصبی می شوم که؛
-دلم برای خونه تنگ نشده! دلم برای تو تنگ شده...
و لحظه ای تامل می کنم، لحنم را کمی مزمزه می کنم که؛
-...مادر.
(چند تا پی نوشت است؛ حاصل افکار و احساسات مقطع نگارنده)
ادامه مطلب تفعل ما ترید...
ما را در سایت تفعل ما ترید دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 174 تاريخ: يکشنبه 14 آبان 1396 ساعت: 23:34