هر شب زمانی هست که به بهانهای بذر ضعف از میانم رشد کند.
گویی پیچکی که از ابتدا خشکیده میروید و میبالد تا تمام مرا در خود بفشارد.
و من به هراس هر شب به داسی ریشهاش میزنم اما باز بذری هست و شبی دیگر.
و گواهم بر این تکرار، زخمه های داس است. که اگر نبود خود نیز هیچ ندانستم اینها که گفتم وهم است یا واقعیت!
+اینکه میگویم ضعف، جامع ضعف هاست، از ترس تا حزن. یا اصلا بهتر است اینطور بگویم؛ هر چه احساس که انسان را بفشارد.
ما را در سایت تفعل ما ترید دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده:
بازدید: 157