حوادث امروز صبح اینقدر پی در پی و عجیب اند که انگار همه را خواب دیده ام.
با فرض خواب دیدن، حالا دارم توی خواب غش میکنم.
به هرحال کاش وقتی بیدار شدم همه چیز یادم نرفته باشد.
+البته که وقت سر خواراندن هم ندارم!
++کلیدواژه ها را مینویسم نکند یادم برود:)
+++شببیداری، بدخوابی، بداهه نویسی، خیال کردن، بیدارخوابی، خرما و ارده، بی آرتی شلوغ، صوت فلسفه، امپدوکلس،اتمیست ها، دویدن، مترو، اداره آگاهی، دادسرا، گم شدن در سالن های پر پیچ و خم دادسرا، انتقاد به معماری دادسرا، انتقاد به بروکراسی های مضحک، دادرس گیج که بلد نیست با کامپیوتر کار کنه، کارمندهای احمق، متهمایی که دستهاشون رو از تو هم رد کردن و دستبند زدن، قاتلی که پاهاشو زنجیر کردن و پاش به هم میپیچه و از پله ها تا پایین غلت میخوره، نوشتن شکواییه، دوست شدن با آقای باستان شناس، تیکه های قاضی،مصاحبت پسرک خودکارفروش کور بی آرتی، دویدن برای رسیدن به امتحان...
ما را در سایت تفعل ما ترید دنبال میکنید
برچسب: یادآوری,
نویسنده:
بازدید: 131