
مدتها به این فکر میکردم که باید بنویسم. البته برای یک دانشجوی خبرنگار بعید است روزی بیاید و برود و او چیزی ننویسد ولی نوشتن اینگونه، در جایی برای خود، بدون واهمه، چیزی است که مدتهاست برایم به ندرت پیش آمده. اینکه از روزمرگی بنویسم و فکر کنم به جزء جزء این روزمرگی که اسمش زندگی است. مثلا امروز نزدیک ظهر بیدار شدم، یک گزارش درباره آلودگی هوای تهران نوشتم و بعد کلاس آنلاین که بینش املت درست کردم و خوردم؛ دو تخم و مرغ، یک قاشق رب، کمی روغن و نمک و فلفل. بعد هم کارهای پلتفرم و کمپینها. بین...
ادامه مطلب